نویسنده : lonely girl بازدید : 163 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 19:47
نویسنده : lonely girl بازدید : 147 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 19:46
نویسنده : lonely girl بازدید : 243 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 18:53
صفا و طراوت،نمناکی وسیرابی در چشمانت موج می زند،
با پاهای توانای خود ساعت ها راه می روی وبادستان![]()
باصفایت خشکی را محو می کنی.آرام وپرغرور و ساکت
می نشینی دروقت تنهایی،اما امان از وقتی که دوستان
خویش را می یابی ودر دریا می روی،دائم موج
می زنی،رقصان می آیی وبر دامن
ساحل تکیه زده اندکی
می نشینی وبعد می روی.چون کودکان شیطان شور و نشاط
داری وگاهی نیز آرام می نشینی تا دیگران باتو و در کنارتو
سبز نیستی ،اما همه جارا رنگ سبز می بخشی.جوان نیستی اما
روح آدمیان ودرختان باوجود تو جوان می شود.مسافر نیستی اما
همیشه برای همه سوغات
زیبایی وشادابی به ارمغان
می آوری.هرجا که بنشینی گردوغبار را می زدایی و طراوت و
پاکی و روشنی به جایش می گذاری.
بالبان زیبای خود
ترنم بهار راسر می دهی و دائم آواز
می خوانی و آهنگ می زنی،باشب که همراه
می شوی،
سکوت را می شکنی ودر روز در میان هیاهوی روزانه موسیقی
کلامت راستی که طراوت و زیبایی
می بخشداز آسمان که فرود
می آیی بالهای خویش را آرام آرام برزمین خاکی
می گستری بی تکبر ومتواضعانه،وبر برگ گل که
می نشینی انگار که گل را بامروارید تزیین کرده اند
وچون نگینی بر انگشتری می درخشی.
نیازی به گفتن نیست که غم نبودنت چقدرسنگین و
خسارت کم بودنت غیرقابل جبران است.زندگی بی تو
وبدون هیاهوی توممکن نیست.خشکی،خستگی وتشنگی
را تو درمان می کنی.
من پولک سبز بهار ولباس زردپاییز وشیفون سپید زمستان و
میوه شیرین تابستان را از تو می دانم.
پس ای عزیز بخشنده ببار برما تاپاک وروشن گردیم وبنشین در
کنار ماتا طبیعت سبزرا همیشه به همراه داشته باشیم.
من نیز برایت قصری ازجنس آفتاب می سازم وتاجی به رنگ
مهتاب ودر این قصر بلند هرگز بیهوده تو را هدر نمی دهم.
تاپرستوان بی تو نباشند و آهوان جنگل به دنبالت نگردند و
پروانه ها بی رمق نمانند و زنبوران عسل بی عسل نباشند.
نویسنده : lonely girl بازدید : 149 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 18:42
ممنونم ازت.من فهمیدم عشق و عاشقی چیه!ممنون...!خیلی خیلی خیلی ممنون!
نویسنده : lonely girl بازدید : 183 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 18:41
میدونی بزرگترین درد عشق چیه؟؟؟![]()
نه اشتباه میکنی!!!![]()
نرسیدن بزرگترین درد نیست!![]()
بزرگترین درد عشق اینه که عاشق کسی باشی که عاشقت نباشه![]()
دلت برای کسی باشه که دلش پیشت نباشه![]()
برگترین درد اینه که...![]()
بدونه عاشقی و ازت فرار کنه!!!![]()
نویسنده : lonely girl بازدید : 170 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 18:30
خلق شده ام .....
نه برای آرامش مردان ....
نه برای تکاملشان .....
نه برای پر کردن تنهایی شان .....
نه برای لذت و شهوتشان ..... !
من زنم !
خلق شده ام که فریب دهم و حکومت کنم قوی ترین مردان جهان در دستان کوچک و ظریف من همچون موم بی اراده و شکل پذیرند .....
من زنم !
زیبا و دلفریب و معصوم گوئی از دنیا هیچ نمی دانم جز عشق اما در درون ....
سیاستمدار و ویرانگر ....
دور اندیش و متفکر ....
خشم آلود و جنگ جو ...
من زنم ! ![]()
نویسنده : lonely girl بازدید : 472 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 1:32
شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی
باشد .
یک نگاه .
یک سرنوشت .
یک خاطره .
یک دوست...
اخه چرا؟خدا !من چه گناهی کردم که باید دوستام با من قهر کنن؟اونم بهترین ها...!
نویسنده : lonely girl بازدید : 234 تاريخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت: 22:47
او دوستم ندارد ...!!!؟؟؟
نویسنده : lonely girl بازدید : 175 تاريخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت: 22:46
ور دست بر اندام تو سوديم چه شد؟
خود را بکشي اگر ز مردم شنوي
کان شب که من و تو مست بوديم چه شد؟
love...?it is cheap...نویسنده : lonely girl بازدید : 143 تاريخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت: 22:38